میخواستم برم بیرون،مانی رو بردم بالا پیش مادرشوکت بهش گفتم خوابشو کرده،شیرشو خورده،پوشکشم تازه عوض شده فقط گریه ش مونده
برچسب:
نویسنده: یلدا اسدی
مانی پاشو میذاره تو دهنش.مامی میگه لثه هاش خیلی میخاره،دیکه دست جواب نمیده،پا زبرتره
برچسب:
نویسنده: یلدا اسدی